مولوی
-
غزل شمارهٔ ۲۱۹۲
ای عارف خوش کلام برگو ای فخر همه کرام برگو هر ممتحنی ز دست رفته بر دست گرفت جام برگو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۹۱
ای رونق نوبهار برگو وی شادی لاله زار برگو بیغصه می فروش مینوش بیزحمت شاخ خار برگو ای بلبل و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۹۰
دیدی که چه کرد آن پری رو آن ماه لقای مشتری رو گشتند بتان همه نگونسار در حسن خلیل آزری…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۹
بازم صنما چه میفریبی تو بازم به دغا چه میفریبی تو هر لحظه بخوانیم کریمانه ای دوست مرا چه میفریبی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۸
در این رقص و در این های و در این هو میان ماست گردان میر مه رو اگر چه روی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۷
گران جانی مکن ای یار برگو از آن زلف و از آن رخسار برگو ز باغ جان دو سه گلدسته…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۶
خداوندا چو تو صاحب قران کو برابر با مکان تو مکان کو زمان محتاج و مسکین تو باشد تو را…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۵
چو بگشادم نظر از شیوه تو بشد کارم چو زر از شیوه تو تویی خورشید و من چون میوه خام…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
بیا ای رونق گلزار از این سو از آن شکر یکی قنطار از این سو یکی بوسه قضاگردان جانت از…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۸۳
به پیشت نام جان گویم زهی رو حدیث گلستان گویم زهی رو تو این جا حاضر و شرمم نباشد که…
بیشتر بخوانید »