دیوان اشعار سعدی

  • تکه ۲۷ – مفردات

    می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست تا آنکه نظر در او توان کرد کجاست؟ از روی نکو صبر…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۴

    چنان خوب رویی بدان دلربایی دریغت نیاید به هر کس نمایی مرا مصلحت نیست لیکن همان به که در پرده…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۵

    هر شبی با دلی و صد زاری منم و آب چشم و بیداری بنماندست آب در جگرم بس که چشمم…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۶ – ترکیب بند

    در عهد تو ای نگار دلبند بس عهد که بشکنند و سوگند بر جان ضعیف آرزومند زین بیش جفا و…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۰

    دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم چه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم؟ کاش بر من…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۱

    بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم که می‌رود ز غمت بر زبان پریشانم تو فارغ از من و من…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۲

    من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو به کدام دل صبوری، کنم ای نگار بی‌تو ره صبر چون گزینم، من…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۲۳

    ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟ وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ای سرو…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۱۷

    چه درد دلست اینچه من درفتادم که در دام مهر تو دلبر فتادم؟ چه بد کرده بودم که ناگه ازینسان…

    بیشتر بخوانید »
  • تکه ۱۸

    من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم تو را چون بنده‌ای گشتم به فرمانت کمر بندم سواری چیست…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا