مولوی
-
غزل شمارهٔ ۲۲۷۲
حد البشیر بشاره یا جار دهش الفؤاد بما حداه و حاروا سمعوا نداء الحق من فم طارق قرب الخیام الیکم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۷۱
جود الشموس علی الوری اشراق و وراء ها نور الهوی براق و وراء انوار الهوی لی سید ضائت لنا بضیائه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۷۰
ابناء ربیعنا تعالوا فالورد یقول لا تبالوا و العشق یصیحکم جهارا الخلد لکم فلا تزالوا و الحسن علی البها تجلی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۹
الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق ادر کأسا و لا تنکر فان القوم قد ذاقوا اذا ما شئت اسراری…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۸
یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا و استفتشوا من یسعد یلقون این السید العشق نور مرتفع و السر نعم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۷
هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب تن و دل ما مسخر او که مینپرد بجز بر او فما…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۶
بگردان ساقی مه روی جام رهایی ده مرا از ننگ و نام گرفتارم به دامت ساقیا ز آنک نهادستی به…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۵
الیوم من الوصل نسیم و سعود الیوم اری الحب علی العهد فعودوا رفتهست رقیب و بر آن یار نبود او…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۴
بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو نیپو سر کینیکا چونم من و چونی تو یا نعم صباح ای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۶۳
یا قمرا لوعه للقمرین سکن حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا یا شجرا غصونه فوق سماء وهمنا هز هز فی…
بیشتر بخوانید »