مولوی
-
غزل شمارهٔ ۱۹۸۲
گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن قلسن انده یوز در یلنز قنده قلرسن چلبی درقیمو درلک چلبا گل نه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۸۱
مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن نام شمس الدین به…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۸۰
یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین پیش روی ماه ما…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۹
عاشقان را مژدهای از سرفراز راستین مژده مر دل را هزار از دلنواز راستین مژده مر کانهای زر را از…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۸
ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن مطربا نرمک بزن تا روح…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۷
در ستایشهای شمس الدین نباشم مفتتن تا تو گویی کاین غرض نفی من است از لا و لن چونک هست…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۶
عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن در دو عالم جان و دل را دولت معنی است…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۵
عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن این خیال شمس دین یا خود دو صد عیسی است…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۴
ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین ناله من گوش دار و درد حال من ببین از میان صد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۷۳
موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین از فراق دلبری کاسدکن خوبان چین جان ز غیرت گوش…
بیشتر بخوانید »