مولوی
-
غزل شمارهٔ ۲۰۳۲
من از کی باک دارم خاصه که یار با من از سوزنی چه ترسم و آن ذوالفقار با من کی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۳۱
ای محو راه گشته از محو هم سفر کن چشمی ز دل برآور در عین دل نظر کن دل آینه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۳۰
گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن گفتی خوشی تو بیما زین طعنهها گذر کن گفتی مرا به…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۹
ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن وی آهوی معانی آمد گه چریدن ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده بگذر ز…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۸
گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن اکنون در آب وصلم با یار تا به گردن گفتم که…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۷
ای امتان باطل بر نان زنید بر نان وی امتان مقبل بر جان زنید بر جان حیوان علف کشاند غیر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۶
به شکرخنده ببردی دل من بشکن شکر دل را مشکن دل ما را که ز جا برکندی به تو آمد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۵
ای به انکار سوی ما نگران من نیم با تو دودل چون دگران سخن تلخ چه میاندیشی ای تو سرمایه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۴
مات خود را صنما مات مکن بجز از لطف و مراعات مکن خرده و بیادبیها که برفت عفو کن هیچ…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۰۲۳
رو قرار از دل مستان بستان رو خراج از گل بستان بستان کله مه ز سر مه برگیر گرو گل…
بیشتر بخوانید »