مولوی
-
غزل شمارهٔ ۲۴۶۲
طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری از شکرستان ازل آمدهای بازپری قند تو فرخنده بود خاصه که…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۶۱
چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی بیدل من بیدل من راست شدی هر چه بدی گر کژ…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۶۰
تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۹
عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی از جهت خسته دلان جان و نگهبان منی همچو علی در صف خود…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۸
سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری زخم مزن بر جگر خسته خسته جگری بر دل من زن همه را…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۷
ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی چند بگفتم که مده دل به کسی بیگروی بر سر شطرنج بتی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۶
هم نظری هم خبری هم قران را قمری هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری هم سوی دولت درجی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۵
برگذری درنگری جز دل خوبان نبری سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری تا نشوی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۴
عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی عاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی چونک سپید است و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۵۳
بویی ز گردون میرسد با پرسش و دلداریی از دام تن وا میرهد هر خسته دل اشکاریی هر مرغ صدپر…
بیشتر بخوانید »