مولوی
-
بخش ۸۶ – قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
آن غزان ترک خونریز آمدند بهر یغما بر دهی ناگه زدند دو کس از اعیان آن ده یافتند در هلاک…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۵ – حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست
چار هندو در یکی مسجد شدند بهر طاعت راکع و ساجد شدند هر یکی بر نیتی تکبیر کرد در نماز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۴ – بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست
چون پدید آمد که آن مسجد نبود خانهٔ حیلت بد و دام جهود پس نبی فرمود کان را بر کنند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۳ – شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده
اشتری گم کردهای ای معتمد هر کسی ز اشتر نشانت میدهد تو نمیدانی که آن اشتر کجاست لیک دانی کین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۲ – امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست
یک نظر قانع مشو زین سقف نور بارها بنگر ببین هل من فطور چونک گفتت کاندرین سقف نکو بارها بنگر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۱ – متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن
همچنانک هر کسی در معرفت میکند موصوف غیبی را صفت فلسفی از نوع دیگر کرده شرح باحثی مر گفت او…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۰ – قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود میجست و میپرسید
اشتری گم کردی و جستیش چست چون بیابی چون ندانی کان تست ضاله چه بود ناقهٔ گم کردهای از کفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۹ – اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند
تا یکی یاری ز یاران رسول در دلش انکار آمد زان نکول که چنین پیران با شیب و وقار میکندشان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۸ – فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند
بر رسول حق فسونها خواندند رخش دستان و حیل میراندند آن رسول مهربان رحمکیش جز تبسم جز بلی ناورد پیش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۷ – قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان
یک مثال دیگر اندر کژروی شاید ار از نقل قرآن بشنوی این چنین کژ بازیی در جفت و طاق با…
بیشتر بخوانید »