مولوی
-
بخش ۳۱ – وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی
وا مگردان هیچ ازینها دم مزن تا نیاید بر من و تو صد حزن عاقبت پیدا شود آثار این چون…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۰ – جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام
شب برفت و او بر آن درگاه خفت نیمشب آمد پی دیدنش جفت زن برو افتاد و بوسید آن لبش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۹ – بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل
شه شبانگه باز آمد شادمان کامشبان حملست و دورند از زنان خازنش عمران هم اندر خدمتش هم به شهر آمد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۸ – حکایت
همچنان کاینجا مغول حیلهدان گفت میجویم کسی از مصریان مصریان را جمع آرید این طرف تا در آید آنک میباید…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۷ – به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلام
ای اسیران سوی میدانگه روید کز شهانشه دیدن و جودست امید چون شنیدند مژده اسرائیلیان تشنگان بودند و بس مشتاق…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۶ – قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن
جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او میدوخت آن تفتیق بود از منجم بود در حکمش هزار وز معبر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۵ – قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی
پیش ازین زان گفته بودیم اندکی خود چه گوییم از هزارانش یکی خواستم گفتن در آن تحقیقها تا کنون وا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۴ – تفسیر ولتعرفنهم فی لحن القول
گفت یزدان مر نبی را در مساق یک نشانی سهلتر ز اهل نفاق گر منافق زفت باشد نغز و هول…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۳ – تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکرد
همچو فرعونی مرصع کرده ریش برتر از عیسی پریده از خریش او هم از نسل شغال ماده زاد در خم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲ – دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود
و آن شغال رنگرنگ آمد نهفت بر بناگوش ملامتگر بکفت بنگر آخر در من و در رنگ من یک صنم…
بیشتر بخوانید »