مولوی
-
غزل شمارهٔ ۳۲۱۲
الا یا مالکا رقالزمان الا یا ناسخا، حسن الغوانی الا من لطفه ماء زلال و مافیالکون ظرف کالاوانی سجود کل…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۱۱
نسیمالصبح جد بابتشار و بشر حین یأتی بانتشار واتحفنی لباسالجد منه فانی من لباس الجد عاری فقد احرقت فی صد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۱۰
اتاک الصوم فی حلل السعود فدم واسلم علی رغم الحسود وصم وافطر و عید فی نعیم لک العمر المؤبد بالخلود…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۹
نسیت الیوم من عشقی صلاتی فلا ادری عشائی من غداتی فوجهک سیدی! شمسی و بدری و نثری منک یاقوت الزکاه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۸
الا فیالغشق تشریفی و عیدی تعالوا نحو عشق منستزید دعانا من تعالی عن حدود نجیالمحدود بالعین الحدید دعانا بحر ذی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۷
قد اسکرنی ربی من قهوه مد راری واستغرقنی الساقی من نائلهالجاری یا قهوه اجلالی، یا دافع بلبالی ما جئت هنا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۶
اضحکنی بنظره، قلت له فهکذی شرفنی بحضره، قلت له فهکذی جاء امیر عشقه ازعجنی جنوده امددنی بنصره، قلت له فهکذی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۵
روزن دل! آه چه خوش روزنی یا تو مگر روزن یار منی عمرک یا نخله هل تأذنی نحو جنی غصنک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۴
یا ملک المبعث والمحشر لیس سوی صدرک من مصدر سر نبری ای سر، اگر سر بری آن ز خری دان…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۳
طیبالله عیشکم، لا اوحشالله من ابی لست انسی احبتی، والجفا لیس مذهبی سایه بر بندگان فکن، که تو مهتاب هر…
بیشتر بخوانید »