مولوی
-
غزل شمارهٔ ۳۲۰۲
هذا سیدی، هذا سندی هذا سکنی، هذا مددی هذا کنفی، هذا عمدی هذا ازلی، هذا ابدی یا من وجهه، ضعف…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۱
یا ساقی الحی اسمع سؤالی انشد فادی، واخبر بحال قالو تسلی، حاشا و کلا عشق تجلی من ذیالجلال العشق فنی،…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۲۰۰
هذا طبیبی، عند الدوآء هذا حبیبی، عند الوء هذا لباسی، هذا کناسی هذا شرابی، هذا غذایی هذا انیسی، عندالفراق هذا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۹
الام طماعیه العاذل ولا رأی فیالحب للعاقل برادر، مرا در چنین بیدلی ملامت رها کن، اگر عاقلی یراد منالطبع نسیانکم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۸
گهی پردهسوزی، گهی پردهداری تو سر خزانی، تو جان بهاری خزان و بهار از تو شد تلخ و شیرین توی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۷
سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی ارنی وجهک ساعه، نقتدی ایم هو کی من ردا اکرامکم، نرتدی ایم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۶
بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی چون گذری بر سر کویش، پای نکونه که نلغزی حدثنی صاحب…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۵
درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی بد نام عشق جان شو، اینست نیکنامی پرذوق، چون صراحی بنشین،…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۴
وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری دل را مکن چو خاره، مگزین…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۳
غدرالعشق فزلت قدمی مزجالفرقه دمعی بدمی و حنیالقلب بما اورثنی ندما فی ندم فی ندم کره الحجب وجودی و نی…
بیشتر بخوانید »