مولوی
-
بخش ۱۶۸ – تعجب کردن آدم علیهالسلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن
چشم آدم بر بلیسی کو شقیست از حقارت وز زیافت بنگریست خویشبینی کرد و آمد خودگزین خنده زد بر کار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۷ – گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیر المومنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم
من چنان مردم که بر خونی خویش نوش لطف من نشد در قهر نیش گفت پیغامبر به گوش چاکرم کو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۶ – جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت
گفت من تیغ از پی حق میزنم بندهٔ حقم نه مامور تنم شیر حقم نیستم شیر هوا فعل من بر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۵ – سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی
پس بگفت آن نو مسلمان ولی از سر مستی و لذت با علی که بفرما یا امیر المؤمنین تا بجنبد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۴ – خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست
از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان مطهر از دغل در غزا بر پهلوانی دست یافت زود شمشیری…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۳ – آتش افتادن در شهر بایام عمر رضی الله عنه
آتشی افتاد در عهد عمر همچو چوب خشک میخورد او حجر در فتاد اندر بنا و خانهها تا زد اندر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۲ – رجوع به حکایت زید
زید را اکنون نیابی کو گریخت جست از صف نعال و نعل ریخت تو که باشی زید هم خود را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۱ – گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاشتر ازین مگو و متابعت نگهدار
گفت پیغامبر که اصحابی نجوم رهروان را شمع و شیطان را رجوم هر کسی را گر بدی آن چشم و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۰ – بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم
این سخن پایان ندارد خیز زید بر براق ناطقه بر بند قید ناطقه چون فاضح آمد عیب را میدراند پردههای…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۹ – متهم کردن غلامان و خواجهتاشان مر لقمان را کی آن میوههای ترونده را که میآوردیم او خورده است
بود لقمان پیش خواجهٔ خویشتن در میان بندگانش خوارتن میفرستاد او غلامان را به باغ تا که میوه آیدش بهر…
بیشتر بخوانید »