مولوی
-
بخش ۱۵۸ – پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله
گفت پیغامبر صباحی زید را کیف اصبحت ای رفیق با صفا گفت عبدا مؤمنا باز اوش گفت کو نشان از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۷ – قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری
چینیان گفتند ما نقاشتر رومیان گفتند ما را کر و فر گفت سلطان امتحان خواهم درین کز شماها کیست در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۶ – در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان
بشنو الفاظ حکیم پردهای سر همانجا نه که باده خوردهای چونک از میخانه مستی ضال شد تسخر و بازیچهٔ اطفال…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۵ – اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود
اول آن کس کین قیاسکها نمود پیش انوار خدا ابلیس بود گفت نار از خاک بی شک بهترست من ز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۴ – به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش
آن کری را گفت افزون مایهای که ترا رنجور شد همسایهای گفت با خود کر که با گوش گران من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۳ – باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل
چون گناه و فسق خلقان جهان میشدی بر هر دو روشن آن زمان دست خاییدن گرفتندی ز خشم لیک عیب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۲ – اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن
همچو هاروت و چو ماروت شهیر از بطر خوردند زهرآلود تیر اعتمادی بودشان بر قدس خویش چیست بر شیر اعتماد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۱ – دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار دادهاند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او
بلعم با عور را خلق جهان سغبه شد مانند عیسی زمان سجدهٔ ناوردند کس را دون او صحت رنجور بود…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۰ – مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم
پیش از عثمان یکی نساخ بود کو به نسخ وحی جدی مینمود چون نبی از وحی فرمودی سبق او همان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۴۹ – گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی
گفت یوسف هین بیاور ارمغان او ز شرم این تقاضا زد فغان گفت من چند ارمغان جستم ترا ارمغانی در…
بیشتر بخوانید »