مولوی
-
بخش ۱۴۱ – قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی
صوفیی بر میخ روزی سفره دید چرخ میزد جامهها را میدرید بانگ میزد نک نوای بینوا قحطها و دردها را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۴۰ – بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطه
آنچنانک حق ز گوشت و استخوان از شهان باب صغیری ساخت هان اهل دنیا سجدهٔ ایشان کنند چونک سجدهٔ کبریا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۹ – حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبران باشد کی ائتیا طوعا او کرها
که لئیمان در جفا صافی شوند چون وفا بینند خود جافی شوند مسجد طاعاتشان پس دوزخست پایبند مرغ بیگانه فخست…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۸ – باز جواب انبیا علیهم السلام
انبیا گفتند فال زشت و بد از میان جانتان دارد مدد گر تو جایی خفته باشی با خطر اژدها در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۷ – مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهمالسلام
قوم گفتند از شما سعد خودیت نحس مایید و ضدیت و مرتدیت جان ما فارغ بد از اندیشهها در غم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۶ – باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را
انبیا گفتند نومیدی بدست فضل و رحمتهای باری بیحدست از چنین محسن نشاید ناامید دست در فتراک این رحمت زنید…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۵ – مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را
قوم گفتند ای گروه این رنج ما نیست زان رنجی که بپذیرد دوا سالها گفتید زین افسون و پند سختتر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۴ – جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را
انبیا گفتند کاری آفرید وصفهایی که نتان زان سر کشید و آفرید او وصفهای عارضی که کسی مبغوض میگردد رضی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۳ – منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه
قوم گفتند ای نصوحان بس بود اینچ گفتید ار درین ده کس بود قفل بر دلهای ما بنهاد حق کس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۲ – حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را
سگ زمستان جمع گردد استخوانش زخم سرما خرد گرداند چنانش کو بگوید کین قدر تن که منم خانهای از سنگ…
بیشتر بخوانید »