مولوی
-
بخش ۱۳۱ – وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا
باز مرغی فوق دیواری نشست دیده سوی دانه دامی ببست یک نظر او سوی صحرا میکند یک نظر حرصش به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۰ – معنی حزم و مثال مرد حازم
یا به حال اولینان بنگرید یا سوی آخر بحزمی در پرید حزم چه بود در دو تدبیر احتیاط از دو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۹ – جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان
سر آن خرگوش دان دیو فضول که به پیش نفس تو آمد رسول تا که نفس گول را محروم کرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۸ – حکایت آن دزد کی پرسیدند چه میکنی نیمشب در بن این دیوار گفت دهل میزنم
این مثل بشنو که شب دزدی عنید در بن دیوار حفره میبرید نیمبیداری که او رنجور بود طقطق آهستهاش را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۷ – مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن
نوح اندر بادیه کشتی بساخت صد مثلگو از پی تسخیر بتاخت در بیابانی که چاه آب نیست میکند کشتی چه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۶ – بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی
کی رسدتان این مثلها ساختن سوی آن درگاه پاک انداختن آن مثل آوردن آن حضرتست که بعلم سر و جهر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۵ – جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را
ای دریغا که دوا در رنجتان گشت زهر قهر جان آهنجتان ظلمت افزود این چراغ آن چشم را چون خدا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۴ – حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است
این بدان ماند که خرگوشی بگفت من رسول ماهم و با ماه جفت کز رمهٔ پیلان بر آن چشمهٔ زلال…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۳ – متهم داشتن قوم انبیا را
قوم گفتند این همه زرقست و مکر کی خدا نایب کند از زید و بکر هر رسول شاه باید جنس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۲ – معجزه خواستن قوم از پیغامبران
قوم گفتند ای گروه مدعی کو گواه علم طب و نافعی چون شما بسته همین خواب و خورید همچو ما…
بیشتر بخوانید »