مولوی
-
بخش ۱۷۱ – بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تنست کی ارضی است و سفلی
غفلت از تن بود چون تن روح شد بیند او اسرار را بی هیچ بد چون زمین برخاست از جو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷۰ – تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی
همچو گرمابه که تفسیده بود تنگ آیی جانت پخسیده شود گرچه گرمابه عریضست و طویل زان تبش تنگ آیدت جان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۹ – حکمت ویران شدن تن به مرگ
من چو آدم بودم اول حبس کرب پر شد اکنون نسل جانم شرق و غرب من گدا بودم درین خانه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۸ – وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی
چون بلال از ضعف شد همچون هلال رنگ مرگ افتاد بر روی بلال جفت او دیدش بگفتا وا حرب پس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۷ – حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا
آن یکی یاری پیمبر را بگفت که منم در بیعها با غبن جفت مکر هر کس کو فروشد یا خرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۶ – جواب حمزه مر خلق را
گفت حمزه چونک بودم من جوان مرگ میدیدم وداع این جهان سوی مردن کس برغبت کی رود پیش اژدرها برهنه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۵ – در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره
اندر آخر حمزه چون در صف شدی بی زره سرمست در غزو آمدی سینه باز و تن برهنه پیش پیش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۴ – حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا
آن زنی هر سال زاییدی پسر بیش از شش مه نبودی عمرور یاسه مه یا چار مه گشتی تباه ناله…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۳ – اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام
گفت بخشیدم بدو ایمان نعم ور تو خواهی این زمان زندهش کنم بلک جمله مردگان خاک را این زمان زنده…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۲ – دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا
موسی آمد در مناجات آن سحر کای خدا ایمان ازو مستان مبر پادشاهی کن برو بخشا که او سهو کرد…
بیشتر بخوانید »