مولوی
-
بخش ۲۲۱ – بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور
دزد قهرخواجه کرد و زر کشید او بدان مشغول خود والی رسید گر ز خواجه آن زمان بگریختی کی برو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲۰ – آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او
گرچه نشنید آن موکل آن سخن رفت در گوشی که آن بد من لدن بوی پیراهان یوسف را ندید آنک…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۹ – تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی
گفت پیغامبر که معراج مرا نیست بر معراج یونس اجتبا آن من بر چرخ و آن او نشیب زانک قرب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۸ – سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست
آمدش پیغام از دولت که رو تو ز منع این ظفر غمگین مشو کاندرین خواری نقدت فتحهاست نک فلان قلعه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۷ – تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید
از بتان و از خدا در خواستیم که بکن ما را اگر ناراستیم آنک حق و راستست از ما و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۶ – نظرکردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عجبت من قوم یجرون الی الجنه بالسلاسل و الاغلال
دید پیغامبر یکی جوقی اسیر که همیبردند و ایشان در نفیر دیدشان در بند آن آگاه شیر می نظر کردند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۵ – فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود
عزمها و قصدها در ماجرا گاه گاهی راست میآید ترا تا به طمع آن دلت نیت کند بار دیگر نیتت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۴ – منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند
گوید ای اجزای پست فرشیم غربت من تلختر من عرشیم میل تن در سبزه و آب روان زان بود که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۳ – جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس
خاک گوید خاک تن را باز گرد ترک جان کن سوی ما آ همچو گرد جنس مایی پیش ما اولیتری…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۲ – ملاقات آن عاشق با صدر جهان
آن بخاری نیز خود بر شمع زد گشته بود از عشقش آسان آن کبد آه سوزانش سوی گردون شده در…
بیشتر بخوانید »