مثنوی معنوی
-
بخش ۱۱۵ – قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو
هم بدان تیغش بفرمود او قصاص کی کند مکرش ز علم حق خلاص حلم حق گرچه مواساها کند لیک چون…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۴ – برون رفتن به سوی آن درخت
چون برون رفتند سوی آن درخت گفت دستش را سپس بندید سخت تا گناه و جرم او پیدا کنم تا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۳ – گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا
پس همینجا دست و پایت در گزند بر ضمیر تو گواهی میدهند چون موکل میشود برتو ضمیر که بگو تو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۲ – عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند
گفت ای یاران زمان آن رسید کان سر مکتوم او گردد پدید جمله برخیزید تا بیرون رویم تا بر آن…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۱ – حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده
بعد از آن داود گفتش کای عنود جمله مال خویش او را بخش زود ورنه کارت سخت گردد گفتمت تا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۰ – حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام
گفت داودش خمش کن رو بهل این مسلمان را ز گاوت کن بحل چون خدا پوشید بر تو ای جوان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۹ – در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود
در فرو بست و برفت آنگه شتاب سوی محراب و دعای مستجاب حق نمودش آنچ بنمودش تمام گشت واقف بر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۸ – تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام
سجده کرد و گفت کای دانای سوز در دل داود انداز آن فروز در دلش نه آنچ تو اندر دلم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۷ – حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو
گفت داود این سخنها را بشو حجت شرعی درین دعوی بگو تو روا داری که من بی حجتی بنهم اندر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۶ – شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه
چونک داود نبی آمد برون گفت هین چونست این احوال چون مدعی گفت ای نبی الله داد گاو من در…
بیشتر بخوانید »