مثنوی معنوی
-
بخش ۱۲۵ – جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را
ای دریغا که دوا در رنجتان گشت زهر قهر جان آهنجتان ظلمت افزود این چراغ آن چشم را چون خدا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۴ – حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است
این بدان ماند که خرگوشی بگفت من رسول ماهم و با ماه جفت کز رمهٔ پیلان بر آن چشمهٔ زلال…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۳ – متهم داشتن قوم انبیا را
قوم گفتند این همه زرقست و مکر کی خدا نایب کند از زید و بکر هر رسول شاه باید جنس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۲ – معجزه خواستن قوم از پیغامبران
قوم گفتند ای گروه مدعی کو گواه علم طب و نافعی چون شما بسته همین خواب و خورید همچو ما…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۱ – آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا
سیزده پیغامبر آنجا آمدند گمرهان را جمله رهبر میشدند که هله نعمت فزون شد شکر کو مرکب شکر ار بخسپد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۰ – صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان
اصلشان بد بود آن اهل سبا میرمیدندی ز اسباب لقا دادشان چندان ضیاع و باغ و راغ از چپ و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۹ – شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن
کر امل را دان که مرگ ما شنید مرگ خود نشنید و نقل خود ندید حرص نابیناست بیند مو بمو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۸ – قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان
یادم آمد قصهٔ اهل سبا کز دم احمق صباشان شد وبا آن سبا ماند به شهر بس کلان در فسانه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۷ – گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان
عیسی مریم به کوهی میگریخت شیرگویی خون او میخواست ریخت آن یکی در پی دوید و گفت خیر در پیت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱۶ – بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بیکسب و بیحساب
نفس خود را کش جهانی را زنده کن خواجه را کشتست او را بنده کن مدعی گاو نفس تست هین…
بیشتر بخوانید »