مثنوی معنوی
-
بخش ۱۳۵ – مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را
قوم گفتند ای گروه این رنج ما نیست زان رنجی که بپذیرد دوا سالها گفتید زین افسون و پند سختتر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۴ – جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را
انبیا گفتند کاری آفرید وصفهایی که نتان زان سر کشید و آفرید او وصفهای عارضی که کسی مبغوض میگردد رضی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۳ – منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه
قوم گفتند ای نصوحان بس بود اینچ گفتید ار درین ده کس بود قفل بر دلهای ما بنهاد حق کس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۲ – حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را
سگ زمستان جمع گردد استخوانش زخم سرما خرد گرداند چنانش کو بگوید کین قدر تن که منم خانهای از سنگ…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۱ – وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا
باز مرغی فوق دیواری نشست دیده سوی دانه دامی ببست یک نظر او سوی صحرا میکند یک نظر حرصش به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۰ – معنی حزم و مثال مرد حازم
یا به حال اولینان بنگرید یا سوی آخر بحزمی در پرید حزم چه بود در دو تدبیر احتیاط از دو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۹ – جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان
سر آن خرگوش دان دیو فضول که به پیش نفس تو آمد رسول تا که نفس گول را محروم کرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۸ – حکایت آن دزد کی پرسیدند چه میکنی نیمشب در بن این دیوار گفت دهل میزنم
این مثل بشنو که شب دزدی عنید در بن دیوار حفره میبرید نیمبیداری که او رنجور بود طقطق آهستهاش را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۷ – مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن
نوح اندر بادیه کشتی بساخت صد مثلگو از پی تسخیر بتاخت در بیابانی که چاه آب نیست میکند کشتی چه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲۶ – بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی
کی رسدتان این مثلها ساختن سوی آن درگاه پاک انداختن آن مثل آوردن آن حضرتست که بعلم سر و جهر…
بیشتر بخوانید »