مثنوی معنوی
-
بخش ۱۰۵ – رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام
میکشیدش تا به داود نبی که بیا ای ظالم گیج غبی حجت بارد رها کن ای دغا عقل در تن…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۴ – باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او
یادم آمد آن حکایت کان فقیر روز و شب میکرد افغان و نفیر وز خدا میخواست روزی حلال بی شکار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۳ – انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین
چون رهید آن کشتی و آمد بکام شد نماز آن جماعت هم تمام فجفجی افتادشان با همدگر کین فضولی کیست…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۲ – دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی
چون دقوقی آن قیامت را بدید رحم او جوشید و اشک او دوید گفت یا رب منگر اندر فعلشان دستشان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۱ – تصورات مرد حازم
آنچنانک ناگهان شیری رسید مرد را بربود و در بیشه کشید او چه اندیشد در آن بردن ببین تو همان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۰ – شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن
آن دقوقی در امامت کرد ساز اندر آن ساحل در آمد در نماز و آن جماعت در پی او در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۹ – بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن
انبیا گویند روز چاره رفت چاره آنجا بود و دستافزار زفت مرغ بیهنگامی ای بدبخت رو ترک ما گو خون…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۸ – اقتدا کردن قوم از پس دقوقی
پیش در شد آن دقوقی در نماز قوم همچون اطلس آمد او طراز اقتدا کردند آن شاهان قطار در پی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۷ – پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم
در تحیات و سلام الصالحین مدح جملهٔ انبیا آمد عجین مدحها شد جملگی آمیخته کوزهها در یک لگن در ریخته…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۶ – پیش رفتن دقوقی رحمه الله علیه به امامت
این سخن پایان ندارد تیز دو هین نماز آمد دقوقی پیش رو ای یگانه هین دوگانه بر گزار تا مزین…
بیشتر بخوانید »