قطعات
-
شمارهٔ ۱۶۴
مراد و مطلب دنیا و آخرت نبرد مگر کسی که جوانمرد باشد و بسام تو نیکنام شوی در زمانه ورنه…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۵
طبیب و تجربت سودی ندارد چو خواهد رفت جان از جسم مردم خر مرده نخواهد خاست بر پا اگر گوشش…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۶
مردکی غرقه بود در جیحون در سمرقند بود پندارم بانگ میکرد و زار مینالید که دریغا کلاه و دستارم
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۰
کسان که تلخی حاجت نیازمودستند ترش کنند و بتابند روی از اهل سؤال تو را که میشنوی طاقت شنیدن نیست…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۱
به مرگ خواجه فلان هیچ گم نگشت جهان که قائمست مقامش نتیجهٔ قابل نگویمت که درو دانشست یا فضلی که…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۳
ضرورتست که آحاد را سری باشد وگرنه ملک نگیرد به هیچ روی نظام به شرط آنکه بداند سر اکابر قوم…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۲
خطاب حاکم عادل مثال بارانست چه در حدیقهٔ سلطان چه بر کنیسهٔ عام اگر رعایت خلقست منصف همه باش نه…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۵۷
دشمنت خود مباد وگر باشد دیده بردوخته به تیر خدنگ سر خصمت به گرز کوفته باد بیروان اوفتاده در صف…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۵۸
چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند میان عالم و جاهل تألفست محال وگر به حکم قضا صحبت اتفاق افتد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۵۹
خواجه تشریفم فرستادی و مال مالت افزون باد و خصمت پایمال هر به دیناریت سالی عمر باد تا بمانی ششصد…
بیشتر بخوانید »