قطعات
-
شمارهٔ ۱۷۴
گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن خرم آنکو خورد و بخشید…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۵
اگر گویندش اندر نار جاوید بخواهی ماند با فرعون و هامان چنان سختش نیاید صاحب جاه که گویندش مرو فردا…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۶
نکویی بابدان کردن وبالست ندانند این سخن جز هوشمندان ز بهر آنکه با گرگان نکویی بدی باشد به حال گوسفندان
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۱ – در مدح
نظر که با همه داری به چشم بخشایش درر که بر همه باری ز ابر کف کریم مرا دوبار نوازش…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۲
آن ستمدیده ندیدی که به خونخواره چه گفت ملکا جور مکن چون به جوار تو دریم گله از دست ستمکار…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۳
خلق در ملک خدای از همه جنسی باشد حاکمان خرده نگیرند که ما رندانیم گر کسی را عملی هست و…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۷
سگی شکایت ایام بر کسی میکرد نبینیام که چه برگشته حال و مسکینم نه آشیانه چو مرغان نه غله چون…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۸
لحا الله بعض الناس یأتی جهاله الی ساق محبوب یشبه بالبرد و ساق حبیبی حین شمر ذیله کردن حریر ممتل…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۶۹
مثل وقوفک عندالله فی ملاء یوم التغابن و استیقظ لمزدجر یا فاعل الذنب هل ترضی لنفسک فی قید الاساری و…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۰
یا اسعد الناس جدا ما سعی قدم الیک الا اراد الله اسعاده لا یطلب الخیر الا من معادنه و انت…
بیشتر بخوانید »