قطعات
-
شمارهٔ ۱۸۵
دوران ملک ظالم و فرمان قاطعش چندان روان بود که برآید روان او هرگز کسی که خانه مردم خراب کرد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۸۶
نه نیکان را بد افتادست هرگز نه بدکردار را فرجام نیکو بدان رفتند و نیکان هم نماندند چه ماند؟ نام…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۸۷
زمان ضایع مکن در علم صورت مگر چندان که در معنی بری راه چو معنی یافتی صورت رها کن که…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۸۱
چو میدانستی افتادن به ناچار نبایستی چنین بالا نشستن به پای خویش رفتن به نبودی کز اسب افتادن و گردن…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۸۲
صبر بر قسمت خدا کردن به که حاجت به ناسزا بردن تشنه بر خاک گرم مردن به کاب سقای بیصفا…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۸۳
هر بد که به خود نمیپسندی با کس مکن ای برادر من گر مادر خویش دوست داری دشنام مده به…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۸
پسران فلان سه بدبختند که چهارم نزاد مادرشان این بدست آن بتر به نام ایزد وان بتر تر که خاک…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۹
خدایا فضل کن گنج قناعت چو بخشیدی و دادی ملک ایمان گرم روزی نماید تا بمیرم به از نان خوردن…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۸۰
گدایان بینی اندر روز محشر به تخت ملک بر چون پادشاهان چنان نورانی از فر عبادت که گویی آفتابانند و…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷۷ – در مدح و نصیحت
یارب تو هر چه بهتر و نیکوترش بده این شهریار عادل و سالار سروران توفیق طاعتش ده و پرهیز معصیت…
بیشتر بخوانید »