سعدی
-
رباعی شمارهٔ ۴۳
آن را که جمال ماه پیکر باشد در هرچه نگه کند منور باشد آیینه به دست هرکه ننماید نور از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۴
آن را که نظر به سوی هر کس باشد در دیدهٔ صاحبنظران خس باشد قاضی به دو شاهد بدهد فتوی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۷
هر وقت که بر من آن پسر میگذرد دانی که ز شوقم چه به سر میگذرد؟ گو هر سخن تلخ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۸
خالی که مرا عاجز و محتال بکرد خطی برسید و دفع آن خال بکرد خال سیهش بود که خونم میریخت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۹
چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد گفتم بروم صبر کنم یک…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۰
شمع ارچه به گریه جانگدازی میکرد گریه زده خندهٔ مجازی میکرد آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز استاده بد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۳
کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خرد با دوست به پایان نشنیدیم که برد مقراض به دشمنی سرش برمیداشت پروانه به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۴
دستارچهای کان بت دلبر دارد گر بویی ازان باد صبا بردارد بر مردهٔ صد ساله اگر برگذرد در حال ز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۵
گر باد ز گل حسن شبابش ببرد بلبل نه حریفست که خوابش ببرد گل وقت رسیدن آب عطار ببرد عطار…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۶
کس نیست که غم از دل ما داند برد یا چارهٔ کار عشق بتواند برد گفتم که به شوخی ببرد…
بیشتر بخوانید »