دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۸۲۰
هر چه آن خسرو کند شیرین کند چون درخت تین که جمله تین کند هر کجا خطبه بخواند بر دو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۹
اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک می پرستان میرسند دلنوازان نازنازان در ره اند گلعذاران از گلستان میرسند اندک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۸
ساقیان سرمست در کار آمدند مستیان در کوی خمار آمدند حلقه حلقه عاشقان و بیدلان بر امید بوی دلدار آمدند…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۷
چون مرا جمعی خریدار آمدند کهنه دوزان جمله در کار آمدند از ستیزه ریش را صابون زدند وز حسد ناشسته…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۶
خلق میجنبند مانا روز شد روز را جان بخش جانا روز شد چند شب گشتیم ما و چند روز در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۵
شهر پر شد لولیان عقل دزد هم بدزدد هم بخواهد دستمزد هر که بتواند نگه دارد خرد من نتانستم مرا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۴
بار دیگر یار ما هنباز کرد اندک اندک خوی از ما بازکرد مکرهای دشمنان در گوش کرد چشم خود بر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۳
موشکی صندوق را سوراخ کرد خواب گربه موش را گستاخ کرد اندر آتش افکنیم آن موش را همچنان کان مردک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۲
خنبهای لایزالی جوش باد باده نوشان ازل را نوش باد تیزچشمان صفا را تا ابد حلقههای عشق تو در گوش…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۸۱۱
آن شکرپاسخ نباتم میدهد و آنک کشتستم حیاتم میدهد آن که در دریای خونم غرقه کرد یونس وقتم نجاتم میدهد…
بیشتر بخوانید »