مولوی
-
غزل شمارهٔ ۲۱۲۲
کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان لیس من التراب بل معصره بلا مکان خط علی کوسها کتابه شارحه یا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۲۱
افندس مسین کاغا یومیندن کابیکینونین کالی زویمسن یتی بیرسس یتی قومسس بیمی تی پاتیس بیمی تی خسس هله دل من…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۲۰
دگرباره چو مه کردیم خرمن خرامیدیم بر کوری دشمن دگربار آفتاب اندر حمل شد بخندانید عالم را چو گلشن ز…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۹
اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان فلک اندر سجود آید نهد سر از بن دندان الا یا صاح لا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۸
می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین میش هر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۷
پیشتر آ ای صنم شنگ من ای صنم همدل و همرنگ من شیوه گری بین که دلم تنگ شد تا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۶
آمدهای بیگه خامش مشین یک قدح مردفکن برگزین آب روان داد ز چشمه حیات تا بدمد سبزه ز آب و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۵
بازرسید آن بت زیبای من خرمی این دم و فردای من در نظرش روشنی چشم من در رخ او باغ…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۴
بانگ برآمد ز دل و جان من که ز معشوقه پنهان من سجده گه اصل من و فرع من تاج…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۱۱۳
ای تو چو خورشید و شه خاص من کفر من و توبه و اخلاص من رقص کند بر سر چرخ…
بیشتر بخوانید »