مولوی
-
بخش ۶۶ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را
گفت ابلیسش گشای این عقدهها من محکم قلب را و نقد را امتحان شیر و کلبم کرد حق امتحان نقد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۵ – باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را
گفت امیر او را که اینها راستست لیک بخش تو ازینها کاستست صد هزاران را چو من تو ره زدی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۴ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را
گفت ما اول فرشته بودهایم راه طاعت را بجان پیمودهایم سالکان راه را محرم بدیم ساکنان عرش را همدم بدیم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۳ – از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را
گفت هنگام نماز آخر رسید سوی مسجد زود میباید دوید عجلوا الطاعات قبل الفوت گفت مصطفی چون در معنی میبسفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۲ – بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست
در خبر آمد که خال مؤمنان خفته بد در قصر بر بستر ستان قصر را از اندرون در بسته بود…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۱ – وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش
گفت پیغامبر مر آن بیمار را این بگو کای سهلکن دشوار را آتنا فی دار دنیانا حسن آتنا فی دار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۰ – تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را
گفت پیغامبر مر آن بیمار را چون عیادت کرد یار زار را که مگر نوعی دعایی کردهای از جهالت زهربایی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۹ – دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلومتر گردد
گفت آن طالب که آخر یک نفس ای سواره بر نی این سو ران فرس راند سوی او که هین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۸ – خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان
محتسب در نیم شب جایی رسید در بن دیوار مستی خفته دید گفت هی مستی چه خوردستی بگو گفت ازین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۷ – حمله بردن سگ بر کور گدا
یک سگی در کوی بر کور گدا حمله میآورد چون شیر وغا سگ کند آهنگ درویشان بخشم در کشد مه…
بیشتر بخوانید »