مولوی
-
بخش ۵۶ – به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود
آن یکی میگفت خواهم عاقلی مشورت آرم بدو در مشکلی آن یکی گفتش که اندر شهر ما نیست عاقل جز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۵ – عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد
گفت با دلقک شبی سید اجل قحبهای را خواستی تو از عجل با من این را باز میبایست گفت تا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۴ – دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
چون پیمبر دید آن بیمار را خوش نوازش کرد یار غار را زنده شد او چون پیمبر را بدید گوییا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۳ – حکایت
خانهای نو ساخت روزی نو مرید پیر آمد خانهٔ او را بدید گفت شیخ آن نو مرید خویش را امتحان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۲ – گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکن
سوی مکه شیخ امت بایزید از برای حج و عمره میدوید او به هر شهری که رفتی از نخست مر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۱ – رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام
این عیادت از برای این صلهست وین صله از صد محبت حاملهست در عیادت شد رسول بی ندید آن صحابی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۰ – تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر
باغبانی چون نظر در باغ کرد دید چون دزدان بباغ خود سه مرد یک فقیه و یک شریف و صوفیی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۹ – وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی
آمد از حق سوی موسی این عتاب کای طلوع ماه دیده تو ز جیب مشرقت کردم ز نور ایزدی من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۸ – رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت
از صحابه خواجهای بیمار شد واندر آن بیماریش چون تار شد مصطفی آمد عیادت سوی او چون همه لطف و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۷ – تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
شخص خفت و خرس میراندش مگس وز ستیز آمد مگس زو باز پس چند بارش راند از روی جوان آن…
بیشتر بخوانید »