مولوی
-
بخش ۲۳ – کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره
گفت عبدالله شیخ مغربی شصت سال از شب ندیدم من شبی من ندیدم ظلمتی در شصت سال نه به روز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲ – قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیهالسلام
هدیهٔ بلقیس چل استر بدست بار آنها جمله خشت زر بدست چون به صحرای سلیمانی رسید فرش آن را جمله…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱ – تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینه نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق
بهر این فرمود پیغامبر که من همچو کشتیام به طوفان زمن ما و اصحابم چو آن کشتی نوح هر که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰ – در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود
پس به صورت عالم اصغر توی پس به معنی عالم اکبر توی ظاهر آن شاخ اصل میوه است باطنا بهر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹ – قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول
قصهٔ عثمان که بر منبر برفت چون خلافت یافت بشتابید تفت منبر مهتر که سهپایه بدست رفت بوبکر و دوم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۸ – بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی
چون سلیمان کرد آغاز بنا پاک چون کعبه همایون چون منی در بنااش دیده میشد کر و فر نی فسرده…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷ – شرح انما الممنون اخوه والعلماء کنفس واحده خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشاره این خود از اشارت گذشت
گرچه بر ناید به جهد و زور تو لیک مسجد را برآرد پور تو کردهٔ او کردهٔ تست ای حکیم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶ – قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجد
چون درآمد عزم داودی به تنگ که بسازد مسجد اقصی به سنگ وحی کردش حق که ترک این بخوان که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵ – گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را
مرتضی را گفت روزی یک عنود کو ز تعظیم خدا آگه نبود بر سر بامی و قصری بس بلند حفظ…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۴ – رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن
در جوابش بر گشاد آن یار لب کز سوی ما روز سوی تست شب حیلههای تیره اندر داوری پیش بینایان…
بیشتر بخوانید »