مولوی
-
بخش ۱۰۳ – قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن
باز اسپیدی به کمپیری دهی او ببرد ناخنش بهر بهی ناخنی که اصل کارست و شکار کور کمپیری ببرد کوروار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۲ – مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام
باز گفت او این سخن با ایسیه گفت جان افشان برین ای دلسیه بس عنایتهاست متن این مقال زود در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۱ – قوله علیه السلام من بشرنی بخروج صفر بشرته بالجنه
احمد آخر زمان را انتقال در ربیع اول آید بی جدال چون خبر یابد دلش زین وقت نقل عاشق آن…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰۰ – بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله
چونک با کودک سر و کارم فتاد هم زبان کودکان باید گشاد که برو کتاب تا مرغت خرم یا مویز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۹ – غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست
دیدم اندر خانه من نقش و نگار بودم اندر عشق خانه بیقرار بودم از گنج نهانی بیخبر ورنه دستنبوی من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۸ – تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف
خانه بر کن کز عقیق این یمن صد هزاران خانه شاید ساختن گنج زیر خانه است و چاره نیست از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۷ – شرح کردن موسی علیهالسلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون
گفت موسی که اولین آن چهار صحتی باشد تنت را پایدار این عللهایی که در طب گفتهاند دور باشد از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۶ – گفتن موسی علیهالسلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان
هین ز من بپذیر یک چیز و بیار پس ز من بستان عوض آن را چهار گفت ای موسی کدامست…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۵ – بیان آنک در توبه بازست
هین مکن زین پس فراگیر احتراز که ز بخشایش در توبهست باز توبه را از جانب مغرب دری باز باشد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹۴ – باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تابخبیری حق ایمان آورد یا گمان برد
ز آهن تیره بقدرت مینمود واقعاتی که در آخر خواست بود تا کنی کمتر تو آن ظلم و بدی آن…
بیشتر بخوانید »