مثنوی معنوی
-
بخش ۹۰ – ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم
کنک زفتی کودکی را یافت فرد زرد شد کودک ز بیم قصد مرد گفت ایمن باش ای زیبای من که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۹ – قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکرد
کودکی در پیش تابوت پدر زار مینالید و بر میکوفت سر کای پدر آخر کجاات میبرند تا ترا در زیر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۸ – شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را
گفت پیری مر طبیبی را که من در زحیرم از دماغ خویشتن گفت از پیریست آن ضعف دماغ گفت بر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۷ – بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام
هر که زیشان گفت از عیب و گناه وز دل چون سنگ وز جان سیاه وز سبکداری فرمانهای او وز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۶ – قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
آن غزان ترک خونریز آمدند بهر یغما بر دهی ناگه زدند دو کس از اعیان آن ده یافتند در هلاک…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۵ – حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست
چار هندو در یکی مسجد شدند بهر طاعت راکع و ساجد شدند هر یکی بر نیتی تکبیر کرد در نماز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۴ – بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست
چون پدید آمد که آن مسجد نبود خانهٔ حیلت بد و دام جهود پس نبی فرمود کان را بر کنند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۳ – شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده
اشتری گم کردهای ای معتمد هر کسی ز اشتر نشانت میدهد تو نمیدانی که آن اشتر کجاست لیک دانی کین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۲ – امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست
یک نظر قانع مشو زین سقف نور بارها بنگر ببین هل من فطور چونک گفتت کاندرین سقف نکو بارها بنگر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۱ – متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن
همچنانک هر کسی در معرفت میکند موصوف غیبی را صفت فلسفی از نوع دیگر کرده شرح باحثی مر گفت او…
بیشتر بخوانید »