مثنوی معنوی
-
بخش ۸۰ – قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود میجست و میپرسید
اشتری گم کردی و جستیش چست چون بیابی چون ندانی کان تست ضاله چه بود ناقهٔ گم کردهای از کفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۹ – اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند
تا یکی یاری ز یاران رسول در دلش انکار آمد زان نکول که چنین پیران با شیب و وقار میکندشان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۸ – فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند
بر رسول حق فسونها خواندند رخش دستان و حیل میراندند آن رسول مهربان رحمکیش جز تبسم جز بلی ناورد پیش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۷ – قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان
یک مثال دیگر اندر کژروی شاید ار از نقل قرآن بشنوی این چنین کژ بازیی در جفت و طاق با…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۶ – فوت شدن دزد بواز دادن آن شخص صاحبخانه را کی نزدیک آمده بود کی دزد را دریابد و بگیرد
این بدان ماند که شخصی دزد دید در وثاق اندر پی او میدوید تا دو سه میدان دوید اندر پیش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۵ – تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را
پس عزازیلش بگفت ای میر راد مکر خود اندر میان باید نهاد گر نمازت فوت میشد آن زمان میزدی از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۴ – فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت
آن یکی میرفت در مسجد درون مردم از مسجد همیآمد برون گشت پرسان که جماعت را چه بود که ز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۳ – راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه
از بن دندان بگفتش بهر آن کردمت بیدار میدان ای فلان تا رسی اندر جماعت در نماز از پی پیغامبر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۲ – به اقرار آوردن معاویه ابلیس را
تو چرا بیدار کردی مر مرا دشمن بیداریی تو ای دغا همچو خشخاشی همه خواب آوری همچو خمری عقل و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۱ – شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را
قاضیی بنشاندند و میگریست گفت نایب قاضیا گریه ز چیست این نه وقت گریه و فریاد تست وقت شادی و…
بیشتر بخوانید »