پادشاهی خسرو پرویز

  • بخش ۶

    چوخواهرش بشنید کامد ز راه برادرش پر درد زان رزمگاه بینداخت آن نامدار افسرش بیاورد فرمانبری چادرش بیامد بنزد برادر…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۵

    رسیدند بهرام و خسرو بهم گشاده یکی روی و دیگر دژم نشسته جهاندار بر خنگ عاج فریدون یل بود با…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۴

    چوبشنید بهرام کز روزگار چه آمد بران نامور شهریار نهادند بر چشم روشنش داغ بمرد آن چراغ دو نرگس بباغ…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۳

    چو پنهان شد آن چادر آبنوس بگوش آمد از دوربانگ خروش جهانگیر شد تابنزد پدر نهانش پر ازدرد وخسته جگر…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲

    چو خسرو نشست از برتخت زر برفتند هرکس که بودش هنر گرانمایگان را همه خواندند بر آن تاج نو گوهر…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۱

    چوگستهم وبندوی به آذرگشسپ فگندند مردی سبک بر دو اسپ که در شب به نزدیک خسرو شود از ایران به…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا