فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.
منوچهر

بخش ۳۵- اندرز کردن منوچهر پسرش را

منوچهر را سال شد بر دو شست ز گیتی همی بار رفتن ببست ستاره‌شناسان بر او شدند همی ز آسمان…

بیشتر بخوانید »
منوچهر

بخش ۳۴- آمدن سام به دیدن رستم‏

چو آگاهی آمد به سام دلیر که شد پور دستان همانند شیر کس اندر جهان کودک نارسید بدین شیر مردی…

بیشتر بخوانید »
منوچهر

بخش ۳۳- نامگذارى رستم

بیامد یکی موبدی چرب دست مر آن ماه رخ را به می کرد مست بکافید بی‌رنج پهلوی ماه بتابید مر…

بیشتر بخوانید »
منوچهر

بخش ۳۲- گفتار اندر زادن رستم‏

بسی برنیامد برین روزگار که آزاده سرو اندر آمد به بار بهار دل افروز پژمرده شد دلش را غم و…

بیشتر بخوانید »
منوچهر

بخش ۳۱- رسیدن سام و دستان به کابل‏

بگوید که آمد سپهبد ز راه ابا زال با پیل و چندی سپاه فرستاده تازان به کابل رسید خروشی برآمد…

بیشتر بخوانید »
منوچهر

بخش ۳۰- رسیدن زال به نزدیک سام‏

همی رند دستان گرفته شتاب چو پرنده مرغ و چو کشتی برآب کسی را نبد ز آمدنش آگهی پذیره نرفتند…

بیشتر بخوانید »
منوچهر

بخش ۲۹- پاسخ نامه سام از منوچهر

پس آن نامهٔ سام پاسخ نوشت شگفتی سخنهای فرخ نوشت که ای نامور پهلوان دلیر به هر کار پیروز برسان…

بیشتر بخوانید »
فریدون

بخش ۲۷- گفتار اندر مردن فریدون‏

چو این کرده شد روز برگشت بخت بپژمرد برگ کیانی درخت کرانه گزید از بر تاج و گاه نهاده بر…

بیشتر بخوانید »
فریدون

بخش ۲۶- فرستادن سر سلم را به نزد فریدون‏

سوی دژ فرستاد شیروی را جهاندیده مرد جهانجوی را بفرمود کان خواسته برگرای نگه کن همه هر چه یابی به…

بیشتر بخوانید »
فریدون

بخش ۲۵- گریختن سلم و کشته شدن او به دست منوچهر

تهی شد ز کینه سر کینه دار گریزان همی رفت سوی حصار پس اندر سپاه منوچهر شاه دمان و دنان…

بیشتر بخوانید »