پادشاهی خسرو پرویز

  • بخش ۲۶

    بدو گفت قیصر که جاوید زی که دستور شاهنشهان را سزی یکی خانه دارم در ایوان شگفت کزین برتو را…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲۵

    چو خورشید گردنده بی‌رنگ شد ستاره به برج شباهنگ شد به فرمود قیصر به نیرنگ ساز که پیش آرد اندیشه‌های…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲۴

    چو آن نامه نزدیک خسرو رسید زپیوستن آگاهی نو رسید به ایرانیان گفت کامروز مهر دگرگونه گردد همی برسپهر زقیصر…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲۳

    هم آنگه یکی نامه بنوشت زود بران آفرین آفرین بر فزود که با موبد یکدل و پاک رای ز دیم…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲۲

    چوقیصر نگه کرد و نامه بخواند ز هر گونه اندیشه بر دل براند ازان پس بدستور پرمایه گفت که این…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲۱

    ز بیگانه قیصر به پرداخت جای پر اندیشه بنشست با رهنمای به موبد چنین گفت کای دادخواه ز گیتی گرفتست…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲۰

    دبیر جهاندیده را پیش خواند بران پیشگاه بزرگی نشاند بفرمود تا نامه پاسخ نوشت بیاراست چون مرغزار بهشت ز بس…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۱۹

    چوآمد بران شارستان شهریار سوار آمد از قیصر نامدار که چیزی کزین مرز باید بخواه مدار آرزو را ز شاهان…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۱۸

    ببود اندر آن شهر خسرو سه روز چهارم چو بفروخت گیتی فروز بابر اندر آورد برنده تیغ جهانجوی شد سوی…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۱۷

    چو بگذشت لشکر بران تازه بوم بتندی همی‌راند تا مرز روم چنین تا بیامد بران شارستان که قیصر ورا خواندی…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا