پادشاهی خسرو پرویز
-
بخش ۴۶
وزان روی بهرام شد تا به مرو بیاراست لشکر چو پر تذرو کس آمد به خاقان که از ترک و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۵
چو آگاهی آمد به شاه بزرگ که از بیشه بیرون خرامید گرگ سپاهی بیاورد بهرام گرد که از آسمان روشنایی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۴
ازان پس چو بشنید بهرام گرد کز ایران به خاقان کسی نامه برد بیامد دمان پیش خاقان چین بدو گفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۳
چنین تا خبرها به ایران رسید بر پادشاه دلیران رسید که بهرام را پادشاهی و گنج ازان تو بیش است…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۲
چو پیدا شد ازآسمان گرد ماه شب تیره بفشاند گرد سیاه پراکنده گشتند و مستان شدند وز آنجای هرکس به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۱
چو چندی برآمد برین روزگار شب و روز آسایش آموزگار چنان بد که در کوه چین آن زمان دد و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۰
چوشب دامن تیره اندر کشید سپیده ز کوه سیه بر دمید مقاتوره پوشید خفتان جنگ بیامد یکی تیغ توری به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۹
کنون داستانهای دیرینه گوی سخنهای بهرام چوبینه گوی که چون او سوی شهر ترکان رسید به نزد دلیر و بزرگان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۸
مرا سال بگذشت برشست و پنج نه نیکو بود گر بیازم به گنج مگر بهره بر گیرم از پند خویش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۷
بخراد برزین بفرمود شاه که رو عرض گه ساز ودیوان بخواه همه لشکر رومیان عرض کن هر آنکس که هستند…
بیشتر بخوانید »