قطعات
-
شمارهٔ ۱۴۸
پادشاهان پاسبانانند مر درویش را پند پیران تلخ باشد بشنو و بدخو مباش چون کمند انداخت دزد و رخت مسکینی…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۴۳
جزای نیک و بد خلق با خدای انداز که دست ظلم نماند چنین که هست دراز تو راستی کن و…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۴۴
گروهی از سر بیمغز بیخبر گویند بریده به سر بدگوی تا نگوید راز من این ندانم، دانم تأمل اولیتر که…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۴۵
هر چه میکرد با ضعیفان دزد شحنه با دزد باز کرد امروز ملخ آمد که بوستان بخورد بوستانبان ملخ بخورد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۴۱
گر بشنوی نصیحت مردان به گوش دل فردا امید رحمت و عفو خدای دار بشنو که از سعادت جاوید برخوری…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۴۲
دل منه بر جهان که دور بقا میرود همچو سیل سر در زیر پیر دیگر جوان نخواهد شد پیریش نیز…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۴۰
هر که مشهور شد به بیادبی دگر از وی امید خیر مدار آب کز سرگذشت در جیحون چه بدستی، چه…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۳۶
فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار همت هزار بار از ان سختتر زند…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۳۸
هاونا گفتم از چه مینالی وز چه فریاد میکنی هموار گفت خاموش چون شوم سعدی کاین همه کوفت میخورم از…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۳۹
هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت رسم خیرش همچنان بر جای دار نام نیک رفتگان ضایع مکن تا بماند…
بیشتر بخوانید »