قطعات
-
شمارهٔ ۲۰۴
ای پسندیده حیف بر درویش تا دل پادشه به دست آری تو برای قبول و منصب خویش حیف باشد که…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۰۵
شنیدهام که فقیهی به دشتوانی گفقت که هیچ خربزه داری رسیده؟ گفت آری ازین طرف دو به دانگی گر اختیار…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۰۶
گر از خراج رعیت نباشدت باری تو برگ حاشیت و لشکر از کجا آری؟ پس آنکه مملکت از رنج برد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۰۳
اگر ممالک روی زمین به دست آری وز آسمان بربایی کلاه جباری وگر خزاین قارون و ملک جم داری نیرزد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۹۹
نجس ار پیرهن شبلی و معروف بپوشد همه دانند که از سگ نتوان شست پلیدی گرگ اگر نیز گنهکار نباشد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۰۰
خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس بازگویم نه که صدباره ازو نحس تری ملخ از تخم تو چیزی نتواند…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۰۲
غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟ همصحبت تو همچو تو باید هنروری امروز اگر نکوهش من کرد پیش…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۰۱
دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری یار مغلوب که در چنگ…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۹۵
ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید به تجربت بزند بر محک دانایی اگر چه رای تو در کارها بلند…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۹۶
مرا گر صاحب دیوان اعلی چرا گوید به خدمت مینیایی چو میدانم قصور پایهٔ خویش خلاف عقل باشد خودنمایی بای…
بیشتر بخوانید »