قطعات
-
شمارهٔ ۷۵
هیچ دانی که آب دیدهٔ پیر از دو چشم جوان چرا نچکد؟ برف بر بام سالخوردهٔ ماست آب در خانهٔ…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۷۶
دوستان سخت پیمان را ز دشمن باک نیست شرط یار آنست کز پیوند یارش نگسلد صد هزاران خیط یکتو را…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۷۷
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند که توبه کردم و…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۷۱
سخن گفته دگر باز نیاید به دهن اول اندیشه کند مرد که عاقل باشد تا زمانی دگر اندیشه نباید کردن…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۷۲
اگر صد دفتر شیرین بخوانی گرانجان لایق تحسین نباشد مزاح و خنده کار کودکانست چو ریش آمد زنخ شیرین نباشد
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۷۳
خر به سعی آدمی نخواهد شد گرچه در پای منبری باشد و آدمی را که تربیت نکنند تا به صد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۶۷
از دست تهی کرم نیاید هر چند دلش جواد باشد مسکین چه کند سوار چالاک چون اسب نه بر مراد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۶۸
کسی به حمد و ثنای برادران عزیز ز عیب خویش نباید که بیخبر باشد ز دشمنان شنو ای دوست تا…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۶۹
گر جهان فتنه گیرد از چپ و راست و آتش و صعقه پیش و پس باشد تو پریشان نکردهای کس…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۷۰
کاملانند در لباس حقیر همچو لؤلؤ که در صدف باشد ای که در بند آب حیوانی کوزه بگذار تا خزف…
بیشتر بخوانید »