سعدی
-
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ – در ستایش حضرت رسول (ص)
ماه فروماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ – در ستایش قاضی رکنالدین
بسا نفس خردمندان که در بند هوا ماند در آن صورت که عشق آید خردمندی کجا ماند؟ قضای لازمست آن…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ – در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان
کدام باغ به دیدار دوستان ماند کسی بهشت نگوید به بوستان ماند درخت قامت سیمینبرت مگر طوبیست که هیچ سرو…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ – توحید
فضل خدای را که تواند شمار کرد؟ یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟ آن صانع قدیم که بر…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳
هر چیز کزان بتر نباشد از مصلحتی به در نباشد شری که به خیر باز گردد آن خیر بود که…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ – وله فی مدح ابش بنت سعد
فلک را این همه تمکین نباشد فروغ مهر و مه چندین نباشد صبا گر بگذرد بر خاک پایت عجب گر…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ – برگشت به شیراز
سعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمد مفتی ملت اصحاب نظر باز آمد فتنهٔ شاهد و سودا…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ – در ستایش اتابک محمد
بناز ای خداوند اقبال سرمد به بخت همایون و تخت ممهد مغیث زمان ناصر اهل ایمان گزین احد یاور دین…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ – در نصیحت و ستایش
جهان بر آب نهادست و زندگی بر باد غلام همت آنم که دل بر او ننهاد جهان نماند و خرم…
بیشتر بخوانید » -
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ – در ستایش حضرت رسول (ص)
چو مرد رهرو اندر راه حق ثابت قدم گردد وجود غیر حق در چشم توحیدش عدم گردد کمر بندد قلم…
بیشتر بخوانید »