دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۵۰۰
قبله امروز جز شهنشه نیست هر که آید به در بگو ره نیست عذر گو وز بهانه آگه باش همه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۹
عشق جز دولت و عنایت نیست جز گشاد دل و هدایت نیست عشق را بوحنیفه درس نکرد شافعی را در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۸
فعل نیکان محرض نیکیست همچو مطرب که باعث سیکیست بهر تحریض بندگان یزدان از بد و نیک شاکر و شاکیست…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۷
صوفیان آمدند از چپ و راست در به در کو به کو که باده کجاست در صوفی دلست و کویش…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۶
طرب ای بحر اصل آب حیات ای تو ذات و دگر مهان چو صفات اه چه گفتم کجاست تا به…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۵
اگر مر تو را صلح آهنگ نیست مرا با تو ای جان سر جنگ نیست تو در جنگ آیی روم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۴
به شاه نهانی رسیدی که نوشت می آسمانی چشیدی که نوشت نگار ختن را حیات چمن را میان گلستان کشیدی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۳
تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست چو باز زنده شدی زین سپس بدانی زیست هر آن کسی که…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۲
ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست به بام چند برآیی و خانه را چه شدست فسرده چند…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹۱
جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست چرا ز باد مکافات داد و بیدادست به باد و بود…
بیشتر بخوانید »