دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۱۹۳۰
امروز تو خوشتری و یا من بی من تو چگونهای و با من نی نی من و تو مگو رها…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۹
ای عربده کرده دوش با من می خورده و کرده جوش با من ای جان به حق وصال دوشین در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۸
ای دوست عتاب را رها کن تدبیر دوای درد ما کن ای دوست جدا مشو تو از ما ما را…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۷
وقت آمد توبه را شکستن وز دام هزار توبه جستن دست دل و جانها گشادن دست غم را ز پس…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۶
مال است و زر است مکسب تن کسب دل دوستی فزودن بستان بیدوست هست زندان زندان با دوست هست گلشن…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۵
بازآمد آستین فشانان آن دشمن جان و عقل و ایمان غارتگر صد هزار خانه ویران کن صد هزار دکان شورنده…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۴
ای روی تو نوبهار خندان احسنت زهی نگار خندان می بینمت ای نگار در خلد بر شاخ درخت انار خندان…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۳
ای روی مه تو شاد خندان آن روی همیشه باد خندان آن ماه ز هیچ کس نزادهست ور زانک بزاد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۲
ما شادتریم یا تو ای جان ما صافتریم یا دل کان در عشق خودیم جمله بیدل در روی خودیم مست…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۹۲۱
ای ساقی و دستگیر مستان دل را ز وفای مست مستان ای ساقی تشنگان مخمور بس تشنه شدند می پرستان…
بیشتر بخوانید »