دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۱۸۸۰
در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین با زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین خلقان همه خوش خفته عشاق…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۹
آرایش باغ آمد این روی چه روی است این مستی دماغ آمد این بوی چه بوی است این این خانه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۸
من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون آن می کشدم زان سو وین می کشدم زین سون یک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۷
ای دل چو نمیگردد در شرح زبان من وان حرف نمیگنجد در صحن بیان من می گردد تن در کد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۶
بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن هر سر که دوی دارد در گردن ترسا کن اندر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۵
ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن گر تخت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۴
از آتش روی خود اندر دلم آتش زن و آتش ز دلم بستان در چرخ منقش زن ای جان خوش…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۳
دانی که کجا جویی ما را به گه جستن در گردش چشم او آن نرگس آبستن در دل چو خیال…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۲
ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان وی حرص تو افزوده رو کم ترکوا برخوان از اسپک و از…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۷۱
دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان گر توبه…
بیشتر بخوانید »