مولوی
-
غزل شمارهٔ ۴۷۲
کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست آنک به رقص آورد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۷۱
پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست عشرت پروانه را شمع و لگن واجبست هست ز چنگ غمش گوش مرا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۷۰
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست در شکرینه یقین سرکه انکار نیست گر چه تو خون خوارهای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۹
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست پر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست غصه در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۸
با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست آنک از او آگهست از همه عالم بریست آه که چه بیبهرهاند…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۷
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست سخت روان میرود سرو خرامان کیست حلقه آن جعد او سلسله پای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۶
باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست گر چه غلط میدهد نیست غلط اوست اوست گاه خوش خوش شود گه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۵
کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست لاف زنم لاف لاف چونک خریدارم اوست طوطی گویا شدم چون شکرستانم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۴
نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست درج عطا شد پدید…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۳
هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست ما به فلک…
بیشتر بخوانید »