مولوی
-
غزل شمارهٔ ۱۰۱۲
یا شبه الطیف لی انت قریب بعید جمله ارواحنا تغمس فیما ترید نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید طبل قیامت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۱۱
میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید در گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید با ملیحا زاده الرحمن…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۱۰
من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد بیننا و بینه قبل التجلی الف واد جاء من یحیی الموات و الرمیم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۹
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا ربنا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۸
یا من نعماه غیر معدود و السعی لدیه غیر مردود قد اکرمنا و قد دعانا کی نعبده و نعم معبود…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۷
گفت کسی خواجه سنایی بمرد مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد قالب خاکی به زمین بازداد روح طبیعی به فلک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۶
عشق مرا بر همگان برگزید آمد و مستانه رخم را گزید شکر کز آن کان زر جعفری روی مرا نادره…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۵
هر که ز عشاق گریزان شود بار دگر خواجه پشیمان شود والله منت همه بر جان اوست هر که سوی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۴
دوش دل عربده گر با کی بود مشت کی کردست دو چشمش کبود آن دل پرخواره ز عشق شراب هفت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۰۰۳
شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد هست حریف تو در این رقص باد باد چو جبریل و تو…
بیشتر بخوانید »