مولوی
-
غزل شمارهٔ ۱۴۰۲
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم تا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۰۱
کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم کوه ز کوهی برود سنگ ز سنگی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۰۰
تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم خوش شدهام خوش شدهام…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۹
هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم چونک بهارم تو شهی باغ توام شاخ ترم چونک تویی میر مرا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۸
جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم راه تو دیدم پس از این همره ایشان نشوم ای که…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۷
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم چونک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۶
باز در اسرار روم جانب آن یار روم نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم تا کی از این…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۵
مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم ریش طرب شانه کنم سبلت غم را بکنم تا همه جان ناز شود چونک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۴
دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم عشوه مده عشوه مده عشوه مستان نخرم وعده مکن وعده مکن مشتری…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا…
بیشتر بخوانید »