مولوی
-
بخش ۸ – دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد شاه را زان شمهای آگاه کرد گفت تدبیر آن بود کان مرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷ – خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک
گفت ای شه خلوتی کن خانه را دور کن هم خویش و هم بیگانه را کس ندارد گوش در دهلیزها…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶ – بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند
قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند بعد از آن در پیش رنجورش نشاند رنگ روی و نبض و قاروره بدید هم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵ – ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند
دست بگشاد و کنارانش گرفت همچو عشق اندر دل و جانش گرفت دست و پیشانیش بوسیدن گرفت وز مقام و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴ – از خداوند ولیالتوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی
از خدا جوییم توفیق ادب بیادب محروم گشت از لطف رب بیادب تنها نه خود را داشت بد بلک آتش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳ – ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را
شه چو عجز آن حکیمان را بدید پا برهنه جانب مسجد دوید رفت در مسجد سوی محراب شد سجدهگاه از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲ – عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن بود شاهی در زمانی پیش ازین ملک دنیا بودش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱ – سر آغاز
بشنو این نی چون شکایت میکند از جداییها حکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن…
بیشتر بخوانید » -
چهل و چهارم
گر مه و گز زهره و گر فرقدی از همه سعدان فلک اسعدی نیستی از چرخ و ازین آسمان سخت…
بیشتر بخوانید » -
چهل و سوم
زین دودناک خانه گشادند روزنی شد دود و، اندر آمد خورشید روشنی آن خانه چیست؟ سینه و آن، دود چیست؟…
بیشتر بخوانید »