مولوی
-
بخش ۶۸ – جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را
گفت ای شه بر من عور گدای قول دشمن مشنو از بهر خدای گر به بطلانست دعوی کردنم من نهادم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۷ – طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد
زاغ چون بشنود آمد از حسد با سلیمان گفت کو کژ گفت و بد از ادب نبود به پیش شه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۶ – قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود
چون سلیمان را سراپرده زدند جمله مرغانش به خدمت آمدند همزبان و محرم خود یافتند پیش او یک یک بجان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۵ – جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او
گفت بسم الله بیا تا او کجاست پیش در شو گر همی گویی تو راست تا سزای او و صد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۴ – عذر گفتن خرگوش
گفت خرگوش الامان عذریم هست گر دهد عفو خداوندیت دست گفت چه عذر ای قصور ابلهان این زمان آیند در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۳ – رسیدن خرگوش به شیر
شیر اندر آتش و در خشم و شور دید کان خرگوش میآید ز دور میدود بیدهشت و گستاخ او خشمگین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۲ – هم در بیان مکر خرگوش
در شدن خرگوش بس تاخیر کرد مکر را با خویشتن تقریر کرد در ره آمد بعد تاخیر دراز تا به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۱ – تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش
همچو آن خرگوش کو بر شیر زد روح او کی بود اندر خورد قد شیر میگفت از سر تیزی و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۰ – زیافت تاویل رکیک مگس
آن مگس بر برگ کاه و بول خر همچو کشتیبان همی افراشت سر گفت من دریا و کشتی خواندهام مدتی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۹ – قصهٔ مکر خرگوش
ساعتی تاخیر کرد اندر شدن بعد از آن شد پیش شیر پنجهزن زان سبب کاندر شدن او ماند دیر خاک…
بیشتر بخوانید »