مولوی
-
بخش ۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن
همچو آن شخص درشت خوشسخن در میان ره نشاند او خاربن ره گذریانش ملامتگر شدند پس بگفتندش بکن این را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۵ – کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب
بر لب جو بوده دیواری بلند بر سر دیوار تشنهٔ دردمند مانعش از آب آن دیوار بود از پی آب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۴ – حسد کردن حشم بر غلام خاص
پادشاهی بندهای را از کرم بر گزیده بود بر جملهٔ حشم جامگی او وظیفهٔ چل امیر ده یک قدرش ندیدی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۳ – قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود
گفت نه والله بالله العظیم مالک الملک و به رحمان و رحیم آن خدایی که فرستاد انبیا نه بحاجت بل…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲ – براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن
آن غلامک را چو دید اهل ذکا آن دگر را کرد اشارت که بیا کاف رحمت گفتمش تصغیر نیست جد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱ – امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود
پادشاهی دو غلام ارزان خرید با یکی زان دو سخن گفت و شنید یافتش زیرکدل و شیرین جواب از لب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰ – ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت
آن یکی از خشم مادر را بکشت هم به زخم خنجر و هم زخم مشت آن یکی گفتش که از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹ – مثل
آن غریبی خانه میجست از شتاب دوستی بردش سوی خانهٔ خراب گفت او این را اگر سقفی بدی پهلوی من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۸ – تتمهٔ قصهٔ مفلس
گفت قاضی مفلسی را وا نما گفت اینک اهل زندانت گوا گفت ایشان متهم باشند چون میگریزند از تو میگریند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷ – شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس
با وکیل قاضی ادراکمند اهل زندان در شکایت آمدند که سلام ما به قاضی بر کنون بازگو آزار ما زین…
بیشتر بخوانید »