مولوی
-
بخش ۱۱ – باقی قصهٔ اهل سبا
آن سبا ز اهل صبا بودند و خام کارشان کفران نعمت با کرام باشد آن کفران نعمت در مثال که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰ – جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او
صومعهٔ عیسیست خوان اهل دل هان و هان ای مبتلا این در مهل جمع گشتندی ز هر اطراف خلق از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹ – قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا
تو نخواندی قصهٔ اهل سبا یا بخواندی و ندیدی جز صدا از صدا آن کوه خود آگاه نیست سوی معنی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸ – فریفتن روستایی شهری را و بدعوت خواندن بلابه و الحاح بسیار
ای برادر بود اندر ما مضی شهریی با روستایی آشنا روستایی چون سوی شهر آمدی خرگه اندر کوی آن شهری…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷ – بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است
آن یکی الله میگفتی شبی تا که شیرین میشد از ذکرش لبی گفت شیطان آخر ای بسیارگو این همه الله…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶ – امر حق به موسی علیه السلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکردهای
گفت ای موسی ز من میجو پناه با دهانی که نکردی تو گناه گفت موسی من ندارم آن دهان گفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵ – بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوب
آن بلال صدق در بانگ نماز حی را هی همیخواند از نیاز تا بگفتند ای پیمبر نیست راست این خطا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴ – بازگشتن به حکایت پیل
گفت ناصح بشنوید این پند من تا دل و جانتان نگردد ممتحن با گیاه و برگها قانع شوید در شکار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳ – بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان
هر دهان را پیل بویی میکند گرد معدهٔ هر بشر بر میتند تا کجا یابد کباب پور خویش تا نماید…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲ – قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح
آن شنیدی تو که در هندوستان دید دانایی گروهی دوستان گرسنه مانده شده بیبرگ و عور میرسیدند از سفر از…
بیشتر بخوانید »